تبليغاتX
برای همه
http://shopdaneshju.mihanblog.com/
+ نوشته شده توسط ش در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 و ساعت 18:5 |
یک سایت برای دوستان علاقه مند به برق

http://www.power2.ir 

+ نوشته شده توسط ش در دوشنبه پنجم دی 1390 و ساعت 10:1 |
یکی از فروم های تخصصی فارسی زبان که به تازگی شروع به فعالیت کرده و به دنبال کاربران فعال و همچنین مدیران فعال میباشد............

www.30thelp.com

+ نوشته شده توسط ش در سه شنبه هشتم آذر 1390 و ساعت 22:30 |

 

 

      www.nafas-farshad.blogfa.com

+ نوشته شده توسط ش در چهارشنبه هجدهم آبان 1390 و ساعت 16:49 |
حرفهامان ناتمام...

تا آغاز میکنیم وقت رفتن است

و باز هم همان حسرت همیشگ

ی ثانیه ها رفته اند... ای دریغ!

ناگهان چقدر زود دیر میشود...

+ نوشته شده توسط ش در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:43 |
به سراغ تو شبی می آیم... می آیم...

با دو صد بوسه ی ناب، با دو صد راز و نیاز

به سراغ تو شبی می آیم... می آیم

با دلی خسته ز درد، با غم و غصه زیاد

مثل شبنم که نشیند بر گل... چو حبابی که نشیند بر موج

مثل بارون روی گلبرگ درخت... همچو دیدار تو با من در خواب

به سراغ تو شبی می آیم...

من به دیدار تو باز می آیم... می آیم

با دلی خسته ز درد ، دور از این رنگ و ریا

میدهم دل به دل قصه ی تو... قصه ی غصه ی تنهایی تو

میکشم بار غمهای تو به دوش... خسته از دوری و تنهایی تو

به سراغ تو شبی می آیم...

به سراغ تو شبی می آیم...

+ نوشته شده توسط ش در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:40 |
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و

هی آگهی دادم اینجا و آنجا

و هر روز برای دلم مشتری آمد و رفت

و هی این و آن سرسری آمد و رفت

*

ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشا نکرد

دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد

*

یکی گفت: چرا این اتاق پر از دود و آه است

یکی گفت: چه دیوارهایش سیاه است

یکی گفت: چرا نور اینجا کم است

و آن دیگری گفت: و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است

*

و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری

و  ن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟

*

و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست

و در را به روی همه پشت خود بست

*

و من روی آن در نوشتم:

ببخشید ، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.

+ نوشته شده توسط ش در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:37 |
وقتي يک دختر حرفي نميزند

ميليونها فکر در سرش مي گذرد

وقتي يک دختربحث نميکند

عميقا مشغول فکر کردن است

وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند

يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود

وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

يعني اصلا حال خوبي ندارد

وقتي يک دختر به تو خيره مي شود

شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي

وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد

آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي

وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند

توجه تو را طلب مي کند

وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد

يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي

وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند

يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي

وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده

هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

+ نوشته شده توسط ش در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390 و ساعت 16:29 |
من سرم توی کار خودم بود


بعد یه روز یه نفرو دیدم


اون این شکلی بود


ما اوقات خوبی با هم داشتیم


من یه کادو مثل این بهش دادم


وقتی اون کادومو قبول کرد من اینجوری شدم


ما تقریبا همه شبها با هم گفت و گو میکردیم


وقتی همکارام من و اونو توی اداره دیدن اینجوری نگاه میکردن


و منم اینجوری بهشون جواب میدادم


اما روز ولنتاین اون یه گل رز مثل این داد به یه نفر دیگه


و من اینجوری بودم


بعدش اینجوری شدم



احساس من اینجوری بود


بعد اینجوری شدم


بله....آخرش به این حال و روز افتادم


پدر عاشقی بسوزه


+ نوشته شده توسط ش در شنبه پانزدهم مرداد 1390 و ساعت 16:40 |
??? ????

دو خرس قطبي پارك اقيانوس در شهر داليان چين در حال نوشيدن شير

??? ????

 

 

فعاليت يك كوه آتشفشاني در اكوادور

??? ????????

 

 


 

+ نوشته شده توسط ش در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 17:57 |


در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید. اگر حس می كنید همسرتان نیاز به كمی انتقاد سازنده دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نكنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه ،مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می گردد.
 

یكی از اشتباهات جبران ناپذیر زوج ها بعد از آغاز زندگی مشترك، فراموش كردن ابراز علاقه و گذاشتن وقت برای یكدیگر است. گویا همه چیز فدای روزمرگی ها می شود. غافل از اینكه این مساله باعث دور شدن و دلخوری زن و شوهر از یكدیگر و ایجاد فاصله بین آن دو می گردد.
 
در حالی كه با یك شاخه گل، یك كلمه محبت آمیز و چند دقیقه صحبت صمیمانه می توان مشكلات و دلخوری ها را از سر راه برداشت و زندگی شیرینی را در كنار همسر خود در پیش گرفت. شاید باور نكنید ولی راه های ساده ای برای ابراز علاقه به همسرتان وجود دارد:

 
1- برای او پیام های محبت آمیز بفرستید. به تلفن همراه او پیامی صمیمانه بفرستید. مطمئن باشید كه این كار هم شیرین و هم جالب است.

 
2- یكی از كارهای مشكل او را انجام دهید. یكی از كارهای روزمره كه او رغبتی به انجام آن ندارد، مانند چیدن علف های هرز، را انتخاب و برای او انجام دهید و لحظه ای را كه او از انجام گرفتن آن توسط شما احساس راحتی می كند، نظاره گر باشید.

 
3- با هم یك كار سرگرم كننده انجام دهید. یك سرگرمی مانند حل جدول، تكمیل پروژه ای برای بهتر كردن محیط خانه، یا فروش اجناس غیرقابل مصرف منزل كه می تواند شما را به هم نزدیك كند را انتخاب و در انجام آن با یكدیگر مشاركت كنید.

 
4- با هم بازی كنید. با انجام بازی هایی نظیر شطرنج، لحظات خوبی را ایجاد كنید. فقط به یاد داشته باشید كه اگر شما را شكست داد، با او درگیر نشده و تنها لبخند بزنید.

 
5- حس قدردانی خود را ابراز كنید. وقتی همسرتان سخت كار می كند یا برایتان كاری انجام می دهد، بگذارید بداند كه شما قدردان زحمات او هستید.

 
6- خانه را تبدیل به پناهگاهی برای او كنید. خانه را محل امنی برای همسرتان كنید تا بتواند از استرس های زندگی رهایی یابد. تمام تلاش خود را برای ساختن محیطی مطلوب در خانه، بنمایید.

 
به كارهای عجیب و غریب او بخندید. اجازه ندهید كارهای كوچكی كه همسرتان انجام می دهد، اعصاب شما را درهم بریزد. اگر درباره آن بیندیشید، ممكن است برخی از آنها شما را بیشتر به همسرتان جذب كند. اگر او این كارها را انجام داده فقط می خواسته كه تكراری عمل نكند. 7-

 
8- برای او دعا كنید. از خداوند بخواهید كه در درست انجام دادن همه كارها، او را یاری كند. همچنین گاهی اجازه دهید همسرتان این دعا را بشنود. این كار سبب می شود تا او دریابد كه وقتی او قادر به انجام كاری نیست، شما از شخصی توانا برایش درخواست كمك می كنید.
 

9- قبل از دور انداختن چیزی هماهنگ كنید. اگر همسرتان وسایلی دارد كه به نظر شما غیرقابل استفاده است، پیش از آن كه مطمئن نشده اید كه به آن احتیاجی ندارد، آن را دور نیندازید.

 
10- قبل از نظافت هماهنگ كنید. پیش از جابه جایی یا مرتب كردن وسایل روی میز كار همسرتان، از او اجازه بگیرید. شاید او وسایلی را طوری قرار داده كه دسترسی به آنها برایش راحت تر است و ممكن است در صورت جابه جا كردن آنها، برای او بی نظمی به وجود آید.

 
11- با هم به پیاده روی یا گردش بروید. بگذارید طبیعت خلق و خوی شما را برای دوست داشتن تنظیم كند. صحبت كنید، گوش دهید.

 
12- انتظار نداشته باشید آنچه را در ذهنتان می گذرد را بخواند. اگر موضوعی هست كه می خواهید همسرتان بداند، به او بگویید، از او انتظار نداشته باشید كه از افكار و احتیاجاتتان باخبر باشد.

 
13- با هم بخندید. دوران بزرگسالی خود را برای لحظاتی فراموش كنید و با هم كارهای بچه گانه و شادی آور انجام دهید. همچنین، اگر كار اشتباهی انجام شد، سعی كنید با شوخی و خنده از آن بگذرید. این كار سبب كاهش استرس در آن شرایط خواهد شد.

 
14- از جاسوسی كردن بپرهیزید. از مخفیانه زیر نظر گرفتن و بررسی همسرتان دوری كنید. اگر می خواهید چیزی را بدانید، بدون رودربایستی از او سؤال كنید.

 
15- كارت پستال های عاشقانه به او بدهید. منتظر یك مناسبت خاص نباشید تا به او هدیه ای بدهید. عاشقانه ترین كارتی كه می توانید را پیدا كنید و در ماشین او بگذارید. فراموش نكنید كه پیام عاشقانه خود را هم در آن بنویسید.

 
16- خوراكی های مورد علاقه او را تهیه كنید. شكلات یا هر خوراكی دیگری كه او دوست دارد را بخرید و در كنار ظرف غذای او با یك جمله زیبا بسته بندی كنید.

 
17- درباره آینده گفت وگو كنید. آینده خیلی هم از آنچه كه به نظر می رسد دور نیست. درباره جاهایی كه دوست دارید وقتی 50 سال از ازدواجتان گذشت بروید، با هم حرف بزنید و سعی كنید تا آن رویاها به واقعیت تبدیل شوند.

 
18- شك و تردیدها را روشن كنید. اگر همسرتان گفتار یا رفتاری مشكوك داشت، زود نتیجه گیری نكنید. به او فرصت دهید تا پیش از آن كه شما قضاوت كنید، آن را توضیح دهد.

 
19- بگذارید او مرد خانه باشد. اگر چه این مسئله هر روز كمتر در نظر گرفته می شود، اما هنوز هم مفید است. اما این بدان معنا نیست كه چون فقط همسرتان خانه را اداره می كند و چرخ زندگی را می چرخاند، شما نباید حق انتخاب داشته باشید. این یعنی او رئیس تیم است.

 
20- بگویید "معذرت می خواهم ". اگر چه شرایطی وجود دارد كه ممكن است شما نخواهید بپذیرید كه اشتباه می كنید. شاید حرف آزاردهنده ای گفته باشید یا كار بی اهمیتی انجام داده باشید. هیچ گاه برای اظهار تأسف و عذرخواهی از همسرتان غرور نداشته باشید.

 
21- به قول های خود عمل كنید. اگر به همسرتان قول انجام كاری را داده اید، باید تا پایان آن را دنبال كنید.
 
 
22- گذشته ها، گذشته! چنانچه همسرتان با رفتار یا گفتارش باعث آزردگی شما شده است، او را ببخشید. هرگاه اختلافی به وجود آمد، گذشته ها را به رخ او نكشید، به خصوص اگر اظهار پشیمانی كرده بود.
 
 
23- صادق باشید. چیزی را از همسرتان مخفی نكنید. روراست و شفاف باشید. این مورد به درستكاری بیشتر شما كمك خواهد كرد.

 
24- در برابر دوستانش به او افتخار كنید. مردها به طور ذاتی روی بالا بردن خود حساب می كنند. گاهی اوقات به منظور دلگرمی دادن به او بگذارید تعریف های شما را در مورد رفتارها و كردارهای خوبش بشنود.

 
25- ماشینش را به کارواش ببرید. او را با شستن و تمیز كردن ماشینش غافلگیر كنید. اگر نمی توانید خودتان كار را برعهده بگیرید، آن را به یك متخصص بسپارید.

 
26- عكس او را در صفحه كامپیوتر قرار دهید. با قرار دادن عكس او بر پس زمینه كامپیوتر خود، اجازه دهید او بداند كه هنوز هم مردی خوش تیپ است.

 
27- با هم عبادت كنید. زوجی كه با هم نماز می خوانند، با یكدیگر می مانند. اینها لحظاتی لطیف و خاص هستند كه بین هر دو شما به یك میزان تقسیم شده و به یك اندازه اهمیت دارد.

 
28- غذایتان را زیر نور شمع بخورید. غذای مورد علاقه او را بپزید و شمعها را روشن كنید. زمانی را به تمركز و توجه به یكدیگر و نگاه كردن در چشمان هم اختصاص دهید.

 
29- در مقابل دیگران با او مخالفت نكنید. این كار سبب شرمنده شدن او خواهد شد و باعث می شود تا احترام دیگران نسبت به او از بین برود. درنظر داشتن این نكته به خصوص اگر دارای فرزند هستید، بسیار اهمیت دارد.

 
30- در برابر دیگران او را مورد انتقاد قرار ندهید. اگر حس می كنید همسرتان نیاز به كمی انتقاد سازنده دارد، به هیچ وجه آن را مطرح نكنید مگر خصوصی و با لحنی دوستانه مورد انتقاد قرار گرفتن در جمع، سبب پایین آمدن عزت نفس و جریحه دار شدن احساسات می گردد.

 
31- از او حمایت كنید. به دیگران اجازه ندهید به همسرتان بی احترامی كنند. حتی نظریه ای كنایه آمیز می تواند آزار دهنده باشد. از او دفاع كنید. نگذارید شخصی، مهم ترین و با ارزش ترین فرد زندگیتان را به زمین بزند.

 
32- خودتان را دوست بدارید. خیلی وقتها ما به عنوان یك زن، به خاطر سستی خودمان، جلوی شوهرانمان را می گیریم. یاد بگیرید كه آنها را آزاد بگذارید. موضوعاتی كه شما را نگران می كنند، اغلب حتی آنها را آزار هم نمی دهند. آنچه آنها را اذیت می كند، زمانی است كه ما مانع آنها می شویم. به یاد داشته باشید، گرچه ممكن است عجیب به نظر برسد، اما وقتی خودتان را دوست نداشته باشید نمی توانید واقعا شخص دیگری را دوست بدارید.

 
33- هنگام بیماری مراقبش باشید. مردها نازپروردگی را دوست دارند، بخصوص هنگامی كه بیمارند. همه چیز را برای او فراهم كنید و سوپ مخصوصی هم برایش بپزید.
 

 
34- در چشمان او بنگرید. زمانی كه همسرتان با شما صحبت می كند، مستقیم به چشمان او نگاه كنید. نه تنها این كار نشانگر این است كه شما به آنچه او می گوید علاقه مندید، بلكه چیزی در نگاه كردن در چشمان او وجود دارد كه به شما والایی خواهد داد.
 

 
35- عكسهای عروسی تان را قاب كنید. پس از این كه مدتی از ازدواجتان گذشت، عكسهای عروسی تان را مخفی نكنید. بلكه آنها را در قاب عكس بگذارید. این كار یادآوری خواهد كرد كه چگونه در ابتدا عاشق هم شدید و چقدر این عشق افزایش یافته است.

 

گروه سرگرمی فارس پاتوق

 

+ نوشته شده توسط ش در پنجشنبه نهم تیر 1390 و ساعت 17:40 |

يك روز زندگي

دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است، تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.
پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد،
داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد،
جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد،
 آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد. به پر و پاي فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد،
 كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد،
 دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي، تنها يك روز ديگر باقي است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن."
لا به لاي هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار مي توان كرد؟ .." خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي‌يابد هزار سال هم به كارش نمي‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و يک روز زندگي كن." او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي‌درخشيد، اما مي‌ترسيد حركت كند، مي‌ترسيد راه برود، مي‌ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد، قدري ايستاد، بعد با خودش گفت:
"وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده‌اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم.."
آن وقت شروع به دويدن كرد،
زندگي را به سر و رويش پاشيد،
 زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد،
 چنان به وجد آمد كه ديد مي‌تواند تا ته دنيا بدود،
 مي تواند بال بزند،
 مي‌تواند پا روي خورشيد بگذارد،
مي تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما ..
اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد،
روي چمن خوابيد،
كفش دوزدكي را تماشا كرد،
 سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد
 و به آنهايي كه او را نمي‌شناختند، سلام كرد
 و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد،
 او در همان يك روز آشتي كرد
 و خنديد و سبك شد،
 لذت برد و سرشار شد و بخشيد،
 عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگي كرد. فرداي آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسي كه هزار سال زيست!"
 
زندگي انسان داراي طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن مي انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگي آن است.

امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتي براي طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟

+ نوشته شده توسط ش در جمعه سیزدهم خرداد 1390 و ساعت 18:54 |
با سلام  خدمت همه شما دوستان عزیز !!!

دختر بودن بهتره یا پسر بودن ؟؟؟

چرا ؟؟؟

لطفا سوال رو با ذکر دلیلتون جواب بدین !!!
هر نوع جوابی که دوست داشتین بدین

+ نوشته شده توسط ش در سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390 و ساعت 11:36 |

  • کاش آسمان می دانست درد من چیست‎ ‎کاش می دانست نیاز من چیست کاش می دانست به یک قطره باران نیز قانعم‎ ‎کاش آسمان می دانست درد منی که همان کویر خشک و بی جانم چیست‎ ‎دلم مثل کویر از محبت و عشق خشک و بی جان است‎ ‎عاشقم ولی یک عاشق تنهایک عاشق بی کس عاشقی که معشوقش در کنارش نیست‎ ‎کاش دریا می دانست کویر چیست‎ ‎از درون دری s2a

  • 1:51 PM
    4/12

    اولین کسی که عاشقش میشی دلتو میشکنه و میره دومین کسیو که میای دوستش داشته باشی و از تجربه ی اولت استفاده کنی بدتر دلتو میشکنه و میذاره میره بعدش دیگه هیچی برات مهم نیست و از این به بعد میشی آدمی که هیچوقت نبودی دیگه دوستت دارم برات رنگی نداره و اگه یه آدم خوب باهات دوست بشه تو دلشو میشکنی تا انتقام خودتو بگیری... اینطوریه که دل همه ی آدمای جهان میشکنه... سخت ترین لحظه ی زندگی آدمی زمانی می رسد که خواب "او" را می بینی؛ وقتی از خواب می پری در آغوش دیگری هستی!... زندگي تفسير سه کلمه است: خنديدن بخشيدن فراموش کردن s2a

  • 1:42 PM
    4/13

    دلم گرفته از این قلبها که از چوب است از این زمانه که خوبی همیشه مصلوب است دلم گرفته از این دوزخی که تکراری است فقط کنار تو ای خوب ، زندگی خوب است s2a

  • + نوشته شده توسط ش در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 و ساعت 14:21 |
    http://fa.wikipedia.org

    دانشنامه‌ای آزاد که همه می‌توانند آن را ویرایش کنند؛

    با ۱۲۴٬۸۹۴ مقاله به زبان فارسی.

    ویکی‌پدیا


    + نوشته شده توسط ش در چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 و ساعت 11:46 |

    اينقدر اين قصه زيباست که حتی اگه شنيده باشين

    باز هم تکرارش دلنشينه

     
      

    دويست و پنجاه سال پيش از ميلاد در چين باستان شاهزاده ای تصميم به
    ازدواج گرفت.

    با مرد خردمندی مشورت کرد  و تصميم گرفت تمام دختران جوان
    منطقه را دعوت کند تا دختری سزاوار را انتخاب کند.

    وقتی خدمتکار پير قصر
    ماجرا را شنيد بشدت غمگين شد، چون دختر او مخفيانه عاشق شاهزاده بود،
    دخترش گفت او هم به آن مهمانی خواهد رفت.

    مادر گفت: تو شانسی نداری

    نه ثروتمندی و نه خيلی زيبا.

    دختر جواب داد : می دانم هرگز مرا انتخاب نمی کند ،

    اما فرصتی است که دست کم يک بار او را از نزديک ببينم.

     

    روز موعود فرا رسيد و شاهزاده به دختران گفت :

    به هر يک از شما دانه ای میدهم،

    کسی که بتواند در عرض شش ماه  زيباترين گل را برای من بياورد...

     ملکه آينده چين می شود.

     

    دختر پيرزن هم دانه را گرفت و در گلدانی کاشت.

    سه ماه گذشت و هيچ گلی سبز نشد ، دختر با باغبانان بسياری صحبت کرد و راه
    گلکاری را به او آموختند،

    اما بی نتيجه بود ،  گلی نروييد .

     

    روز ملاقات فرا رسيد ،

    دختر با گلدان خالی اش منتظر ماند و ديگر دختران هر کدام گل بسيار
    زيبایی به رنگها و شکلهای مختلف در گلدان های خود داشتند .

    لحظه موعود فرا رسيد

    شاهزاده هر کدام از گلدان ها را با دقت بررسی کرد و در پايان اعلام کرد

    دختر خدمتکار همسر آينده او خواهد بود.

    همه اعتراض کردند که شاهزاده کسی را انتخاب کرده که در گلدانش هيچ گلی
    سبز نشده است.

    شاهزاده توضيح داد :

    اين دختر تنها کسی است که گلی را به ثمر رسانده

    که او را سزاوار همسری امپراتور مي کند :

    گل صداقت...

    همه دانه هایی که به شما دادم عقيم بودند ، امکان نداشت گلی از آنها سبز شود!!!

     
    برگرفته از کتاب پائولو کوئليو
    + نوشته شده توسط ش در یکشنبه هفتم فروردین 1390 و ساعت 3:49 |
    جديدترين جمله عاشقانه:به اندازه يك باك بنزين دوستت دارم

    از جوجه تيغي كوچولو پرسيدم بزرگ ترين آرزوت چيه؟ معصومانه نگاهم كرد و گفت: بغلم مي كني؟

    روي يه برگ نوشتم كه دوستت دارم ولي تو مثل بز خورديش

    مژده، مژده، آلبوم جديد اندي به بازار آمد، نوبت خوشگلا تموم شده، حالا ديگه تو هم بايد برقصي

    دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستتو بکنم مي دوني چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سيب رو بکنه بايد همش دورش بگرده

    اگه من و تو دوتا برگ باشيم، هنگام خزان من زودتر از تو ميشکنم تا زماني که مي‌افتي در آغوشم بگيرمت

    يکي بود يکي نبود / زير اين سقف کبود /يه غريب آشنا /دل و جونمو ربود / اينجوري نگام نکن /گل ياس مهربون /اون غريبه خودتي هميشه با من بمون

    عميق ترين درد زندگي مردن نيست ،بلكه نداشتن كسي است كه الفباي دوست داشتن را برايت تكرار كند وتو از او رسم محبت بياموزي

    ارزو دارم که قشنگترين گل سرخ دنيا را بچينم و بر برگهاي آن قطره ايي از خ ون خود را بچکانم و انرا به محبوبم هديه کنم تا زماني که گل را ميبويد نفسش خون مرا گرم کند

    اگه كسي ديوونت بود ، بازيش نده اگه عاشقت بود ، دوستش داشته باش اگه دوست داشت ، بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ، فقط بهش لبخند بزن اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب تازه ميشه مثل تو

    دستتو بكن تو موهات يكيشو بكن حالا اون يكيشو به يه دنيا نميدم

    خدا به ادم دوتا دست دو تا پا دوتا چشم دوتا گوش داد ولي چرا يه قلب داد اخه مي خواست تو دنيال دوميش باشي

    زمستون بهونس برف دلش واسه ابر تنگ ميشه پاييز بهونس برگ دلش واسه زمين تنگ ميشه حرفاي من بهونس دلم واست تنگ شده

    شب را دوست دارم بخاطر تاريکي.... تاريکي را دوست دارم بخاطر تنهايي... تنهايي را دوست دارم بخاطر فکر کردن ... فکر کردن را دوست دارم بخاطر تو... تو را دوست دارم بخاطر چشمانت... چشمانت را دوست دارم بخاطر قطرات اشکي که ميدانم بر سر مزارم خواهي ريخت

    اسمت رو گذاشتم گل ترسيدم پژمرده بشي . گذاشتم خورشيد ترسيدم غروب کني . گذاشتم جونم که اگه خدايي نکرده رفتي منم برم
    شنيدم آنقدر مهم شدي که وقتي ميري دستشويي مگسها به احترامت بلند ميشن

    از فردا دخترايي که مانتوي تنگ.شلوار کوتاه.موي بلند.روي سياه.ناخن دراز.واهو واهو واه

    مهم نيست که قشنگ باشي قشنگ اينه که مهم باشي حتي براي يه نفر

    براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير . براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن . براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

    + نوشته شده توسط ش در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 1:1 |

    شعری از خاجه نصردين رايانه دوست

    حتما بخونيدش خيلی جالبه

     

    اي خدا hard  دلم فرمت  مكن
    فـيلد مـا را خالي از بركت مـكن
    آپشن  غـم را خـدايا on  مـكـن
    فايل  اشكم را خدايا run مكن
    دیلیت كـن شاخه هـاي غصه را
    سـردي و افـسـردگـي را، هـر سـه را
    جامـپر شـادي بيا تا ست كنيم
    سيستم انـدوه را ري سـت كنيم
    نـام تـو پسورد درهـاي بهشت
    آدرس اي – ميل سايت سرنوشت
    اي خــدا روز ازل كـــد داشــتـي
    موس بود اما مگر پد داشتي
    كه چـنيـن طـرح تــري دي  مــي زدي
    طرح خود بر روي سـي دي مي زدي
    تـا نـيفـتد بـاگ در انـديشـه مــان
    تـا كـه ويـروسـي نگـردد ريشـه مـان
    اي خــدا از بـهــر مــا ايـمـن فـرسـت
    بهـر دلـهاي پـر آتـش فـن فرست
    اي خــدا حــرف دلـــم بـا كـي زنــم 
    Help مي خـواهم كه F1 مي زنم

    بچه ها خیلی وقت بود اینجا مطلبی ننوشته بودم یعنی اصلان یاااادم رفته بود که این وبلاگو دارم

    ولی امروز همینجوری امدم و یه نگاهی بهش انداختم و نظراتتونو خوندم (ممنون از بچه های

    که با نظراشون حسابی شرمندمون کردن ) و تصمیم گرفتم دوباره اینجا یه چیزای بنویسم

    البته با اجازه شما بچه های ولنتاین >>> که تا روز و ولنتاین میشه هرچی پول دارید میبرید واسه

    (مثلا)عشقتون کادو میخرید مخصوصا پسرای بیچاره که احساس میکنن به دوست دخترشون بدهکارن

    ولی این دخترای شیتون خیلی کارشون درسته تا با یه پسری دوست میشن فرداش روز تولدشونه

    نوبدت پسره هم که میشه میگن : بابا این لوس بازیا چیه ؟ خجالت نمیکشی ؟ تولد مال بچه هاست

    اخه میدونی چیه این دخترا نیست جازبه زیادی دارند( اگه نیوتون فقط ۵ دقیقه تو چشمای این دخترا

    نگاه میکرد معنی جازبه رو میفهمید تازه به جای علم دیگه می افتاد دنبال دخترا )

    حالا بعضی از پسرا هم دیگه اینقدر دوست دختر داشتن حرفه ای شدن و بلدن چی کار کنن

    یه جوری این دخترا رو پیچ میدن که دیگه با هیچ پیچگوشتیی باز نمیشن خلاصه هرچی

    دختره سر کار میزارنووووو اره اره دیگه دخترا هم نباید ناراحت بشن از دست اینجور پسرا

    چون این پسرای ساده همونا بودن که دخترا ....

    اخ اخ دیگه زیادی نوشتم

    ولی بلاخره باید ثابت بشه که پسرا باهوش ترند یا دخترا

    دستانت را بگذار دور کمرم و لب هایت را بگذار روی لبم و از شیرینی وجودم بنوش.

     { از طرف نوشابه }

     

    دل بهت دادم تا برام ناز کنی ****** دل ندادم تا برام جیگرکی باز کنی.   

     { از طرف خودم }

     

    میخوام که با بوسه گل لباتو پرپر کنم ***** ان گلهای پرپرتو نسار رهبر کنم.      

    { از طرف یه خایه مال }

     

    تا تو چماق میزنی کار من آخ کردن است ***** ای به فدای چوب تو این چه جور داغ کردن است 

    { از طرف آریوبرزن }

     

    جوک و اس ام اس های باحال بزارین تا تو وبلاگ بزارم

    + نوشته شده توسط ش در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 0:55 |
    روز والنتاین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) مصادف با ۲۵ بهمن‌ماه (۱۴ فوریه) در بعضی فرهنگها روز ابراز عشق است.
    این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتاین به صورت ناشناس انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتاین به جشنی که به افتخار قدیس والنتاین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

     

     

    ولنتاین

    در سده سوم میلادی که مطابق می‌شود با اوایل شاهنشاهی ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است بنام کلودیوس دوم. کلودیوس عقاید عجیبی داشته است از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد. از این رو ازدواج را برای سربازان امپراتوری روم قدغن می‌کند.
    کلودیوس به قدری بی‌رحم وفرمانش به اندازه‌ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان را نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (والنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می‌کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبردار می‌شود و دستور می‌دهد که والنتاین را به زندان بیندازند. والنتاین در زندان عاشق دختر زندانبان می‌شود. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق، با قلبی عاشق اعدام می‌شود…
    بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان نهاد و نمادی می‌شود برای عشق!

    .در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، روزی موسوم به روز عشق بوده است. در تقویم جدید ایرانی دقیقا مصادف است با ۲۹ بهمن، یعنی تنها ۳ روز پس از روز والنتاین. این روز سپندارمذگان یا «اسفندارمذگان» نام داشته است. سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. اخیرا گروهی از دوستداران فرهنگ ایرانی پیشنهاد کرده اند که به منظور حفظ فرهنگ ایرانی سپندارمذگان بجای والنتاین به عنوان روز عشق گرامی داشته شود..

    از چند سال پیش در ایران صحبت‌هایی مبنی بر آمیختن والنتاین با سنتهای اسلامی به گوش می‌رسد.
    محمدرضا زائری، روحانی محافظه کاران، از پیشنهاد دهندگان طرح نام‌گذاری روز اول ازدواج حضرت علی (ع) (امام اول شیعیان) و همسرش فاطمه زهرا (س)، به عنوان روز عشق‌ ورزی بود.
    محمد علی ابطحی معاون پارلمانی سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران، از جمله افراد حکومتی بود که روز والنتاین را در وب‌نوشت خود تبریک گفت. این تبریک با واکنشهای تندی روبرو شد.اکثر فرهنگ های دیرین دنیا ، یه روز در سال برای جشن ابراز عشق و علاقه دارن . ما ایرانی ها هم در فرهنگ زرتشتی ماه مهر رو داریم که مظهر مهربانی ایرانیان و ماه ابراز عشق هست که تو اون ماه روز هایی برای ابراز علاقه به اشخاص مختلف و مراسم متعدد جشن های مهربانی هست. تا حدی که مهربانی جزو عبادت های زرتشتیان یا اجداد ما بوده . تو فرهنگ زرتشتی یه روز دیگه هم هست که این روز (سپندارمزگان) یا (اسفندارمزگان) نام داشته . فلسفه بزرگداشتن این روز به عنوان (روز عشق) به این صورت بوده که در ایران باستان هر ماه رو سی روز حساب می کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. بعنوان مثال روز اول (روز اهورا مزدا)، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی (بهترین راستی و پاکی) که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی (شاهی و فرمانروایی آرمانی) که خاص خداوند است و روز پنجم(سپندار مز) بوده است. سپندار مز لقب ملی زمینه. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشقه چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزه. زشت و زیبا رو به یک چشم می نگره و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می ده. به همین دلیل در فرهنگ باستان اسپندار مزگان رو بعنوان نماد عشق می پنداشتند. در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می شده که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می شد، جشنی ترتیب می دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمین روز هر ماه مهر نام داشته که در ماه مهر، (مهرگان) لقب می گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه سپندار مز یا اسفندار مز نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم اسفندار مز نام داشت، جشنی با همین عنوان می گرفتند. یعنی پنجم اسفند روز جشن عشاق یا جشن سپندار مزگان هست
    سپندار مزگان جشن زمین و گرامی داشت عشقه که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می دادند. مردان نیز زنان و دختران رو بر تخت شاهی می نشوندن ، به اونها هدیه می دادن و ازشون اطاعت می کردند این میشه حرمت واقعی زن- ببینین دین مهر یعنی چی!!
    « این بود آیین پارسی و آن نیز آیین تازی که بر دار کردند دوازده هزار کودک رومشکان را در قعر باخت نبرد.»

    + نوشته شده توسط ش در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 0:46 |

    عشق آن نیست که هر لحظه کنارش باشی عشق آن است که پیوسته به یادش باشی ( ولنتاین مبارک )
    **********
    می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی .ولنتاین مبارک

    **********

    قلبمو هدیه می دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی ( ولنتاین مبارک )
    **********
    یه روز یه آقا پسره می‌ره تو مغازه و میگه:"آقا کارتی دارین که روش نوشته باشه «تو تنها عشق من هستی»؟"
    فروشنده هم میگه: "بله"
    آقا پسرهه:"لطفا 16 تا ازش بدین !!"
    **********
    من به دو چیز عشق می ورزم یکی تو و دیگری وجود تو، به دو چیزاعتقاد دارم یکی خدا ودیگری تو، من در این دنیا دو چیز میخواهم یکی تو ودیگری خوشبختی تو.

    **********

    وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است

    **********

    دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند

    *********

    اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

    **********

    اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیک تر میشوم . این زندگی من است

    **********

    وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

    **********

    اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

    **********

    به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور می تازد،با دروغ می بازد و با عشق می میرد

    **********

    + نوشته شده توسط ش در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 0:45 |
                                                خطاب به دختر خانم ها

    - پسرها معمولا از عروسک خوششون نمیاد. سعی کن پسرونه فکر کنی.
    - اول به تیپش نگاه کن ، بعد براش کادو بخر
    - قیمت کادو خیلی مهم نیست. سعی کن یه چیزی برای بخش که بتونه استفاده کنه. البته در حالت عالی یک شاخه گل و یک بسته شکلات کافیه ، اما اگه خواستی کادوی دیگه ای براش بخری گفتم که نگی نگفتی.
    - نوشتن یک نامه تو کاغذ بهمراه چند تا گلبرگ گل سرخ خشک شده یا تازه، میتونه خیلی عشقولانه باشه
    - اولین آهنگی رو که با هم باهاش خاطره دارین میتونی رو نوار یا CD براش بخری.

    - بچه ها حواستون باشه که شکلاتی که میخرید بیش از 70 درصد کاکائو نداشته باشه.(روی شکلات های خارجی نوشته) شکلات هایی که بیش از 70 درصد کاکائو دارن تلخ و گاهی ترش هستن و برای خوردن با مشـــروبه ! نه چایی. بنابراین همیشه گرون تر بودن دلیل بهتر بودن نیست.

                                                  خطاب به آقا پسرها

    - اول از همه اینکه یک شاخه گل فراموش نشه لطفا
    - از خرید گلهای گلایل و مانند آن که باعث خنده دوست های دوست-دخترتون میشه جدا خودداری کنید. گل سرخ و رز کفایت میکنه.
    - یک بسته شکلات کوچک ، ترجیحا مغزدار ! آخه من خودم ازینا بیشتر دوست دارم
    - یک بسته جوراب
    صورتی ، یا قرمز میتونه سورپرایز خوبی برای کادوتون باشه
    - بسته بندی کادویی که هدیه میدین خیلی مهمه. این نشون میده که شما چقدر برای دوست-دخترتون وقت گذاشتین.
    - از خرید عرسک های بزرگتر از قد دوست جونتون جدا خود داری کنید. نمی گید چجوری باید اون عروسک رو ببره خونشون ؟ تازه اگه با ماشینتون هم برسونیدش ، ممکنه یوقت بابایی یا مامانی یه سوالی ازش بپرسه که مجبور شه بگه این عروسک رو مریم جون بخاطر تولد پارسالش بهش کادو داد (که اونام عمرا باور کنن)
    - این روزها خرید شمع های خوشگل و رنگی خیلی مد شده. یه دونه شمع هم کنارکادوتون باشه.
    - کارت تبریک دست ساز ! این نشون میده که چقدر دوستش دارین و خودتون براش یک کارت تبریک درست کردین. چند تا جمله عاشقانه هم لطفا پشتش ضمیمه شود.
    - سعی کنید روز ولنتاین یک جای متفاوت با هم قرار بذارید. کافی شاپ دیگه خیلی تکراری شده . پارک جمشیدیه ! یا یه جای جنگلی میتونه جای خوبی برای جشن گرفتن روز عشق باشه.

    + نوشته شده توسط ش در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 0:43 |

    جشن روز والینتین به زمانهای بسیار دور, زمانی که در روم برای ادا کردن احترام برای خدای حاصل خیزی جشن "مهمانی لوپریکال" مربوط  بود , میشه. این جشن هرساله در 15 فوریه برگذار میشد. با گذشت زمان, در عید لوپریکال( 14 فوریه) یک تشریفات بنام نقاشی اسم فراهم می شد که طی آن پسری اسم دختری را بین هزاران اسم انتخاب می کرد و می نوشت, کسی که معشوقه آن پسر در طی آن سال بود. این داستانها معمولا تو کل دنیا اکثر در روم درست میشند. بعد از, این روز (14 فوریه) برحسب افسانه,  شیطان پسر ونوس  خدای عاشقی برگرفته شده است. عاشقها از بین سنها این روز بعنوان روز خودشان, یک روز برای جشن گرفتن احساسات لطیف انسانی, انتخاب کردند.    

     

    عاشق همیشگی که مقلب به والنتین و سرچشمه نوشتن نامه های عاشقانه در این روز, بیشاپ والینتین است. او یک کشیش در زمان کلودیوس بی رحم و ظالم بود. در آن زمانی کاودیوس امر کرد که کشیشها و راهبه ها حق صحبت کردن در مورد ازدواج را ندارند. والینتین این موضوع رو قبول نکرد و مخفیانه به اعقاید قبلی عمل می کرد. او برای نافرمانی محبوس شد با این حال او از اعتقادش برنگشت.  در طی حبس بیشاپ, دختر جیلر دوست والینین شد و بیگناهی اونو ثابت کرد. زمانی که کلودیوس از این که والینتن طی حبس از باور خود باز نگشت او رو اعدام کرد.

     هر چند, در ان روز والینتین کشته شد اما یه نامه به دوستش نوشت,  'the jailer's daughter' and signed it - 'From Your Valentine'  این مرد بزرگ برای باوری که داشت, برای عشقی نسبت به خدایش داشت, برای انتخابی با زبانی بسته عاشق بود, کشته شد. 14 فوریه روز والینتین نام گرفت داستانی از مردی که به خاطر امر مقدس ازداج که بهش اعتقاد داشت کشته شد, یک مرد که عاشق , دختر جیلر شده بود و نوشتن نامه های عاشقهنه را شروع کرد.

    + نوشته شده توسط ش در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389 و ساعت 0:32 |


    Powered By
    BLOGFA.COM